تبليغاتX
موچول خان

بعضی از نتایجی که اقتصادانهای از مقالات علمی پر طمطراقشون استخراج میکنن نه تنها احمقانه بلکه شرم آور و من بعد از دیدنش تنها چیزی که در توصیف نویسنده و البته بهتر بگم نویسندگان به ذهنم میرسه: مسخره ء احمق و چندتا فحش بدتره!

البته نه اینکه بخوام بگم همه مقالات اینطوری هستند,  نه ! بنظرم این خاصیت تنها شامل 90%  مقالات میشه و 10 % واقعا مطالب جالب داره! خلااصه اینکه داشتم یه مقاله میخوندم که لابه لای فرمول های ریاضی اش چند خطی هم به عنوان نتیجه گیری آورده بود و بعد از کلی زحمت گفته بود که تحصیلات در ماندگاری در کارهای تخصصی تر اثر بیشتری داره! یعنی تو اگر کارت تخصصی تر باشه تحصیلاتت بر اینکه زمان بیشتری را در آن کار بمانی و زود ترکش نکنی اثر بیشتری داره تا وقتی کارت تخصصی نباشه!

خدایی این نتیجه شرم آور نیست؟ مخصوصا اگر بعد از چندین صفحه فرمول غیرقابل فهم ریاضی گفته شده باشه! من نمیدونم چرا بعضی ها اینقدر اصرار دارند زندگی رو تا میتونن پیچیده کنن .

+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت توسط موچول خان |

این فعالان سیاسی و منابع آگاه دقیقا کیا هستند!
 به نظر خیلی بلا هستند ,

"اگر وضع چرندگزاریها ( قبلا به نام خبرگزاری شناخته میشد), به همین صورت پیش بره هر کس که خودش رو یک منبع آگاه به حساب میاره  و میتونه هرچی میخواد بگه, و غرض ها و البته با توجه به طرز نگارش برادر ح جیمی مرض های خودش رو از زبان و با مسئولیت منابع آگاه و فعالان سیاسی بیان کنه"

به نقل از یک منبع آگاه


+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت توسط موچول خان |

اعتراف

 من از کودکی- حدود ده سالگی- تحت آموزش بودم و با مدادسبز نقاشی های زیادی کشیدم. حتی بیش از حد از رنگ سبز استفاده میکردم طوریکه چند بار توسط استادیم به من تذکر داده شد.

علاوه بر اون تا به حال چندین بار از خودکار سبز هم استفاده کردم و حتی چند عدد خودکار سبز در خانه نگهداری کردم.

به سبزیجات علاقه زیادی دارم . بلوز های سبز زیادی دارم و چندین بار هم سبزه گره زدم.

  یک مدت سریالی بنام خانه سبز میدیدم .

  مطمئن هستم با گفتن این مورد آخر جرمم خیلی سنگین میشه اما با وجود جرایم ذکر شده آب دیگه از سر من گذشته :

من حتی رنگ خودم هم سبزه است و این رو تقریبا همه میدونستند و با همین رنگ هم دستگیر شدم.

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت توسط موچول خان |

شروع کردم به نوشتن "روزهای کوفت کاری" ....با مقدمهء:

" مساله این است که در زندگی هر کس روزهای کوفت کاری فراوانی وجود داره....

احتمالا قسمت هایی اش رو اینجا بذارم

کاش نمیرم وسطش دوباره!

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت توسط موچول خان |

من اینجا میپوسم ،

یک شیء زینتی میشوم

 قلمم اینجا نفس نمیکشد!

تک تک سلول هایم مرده اند!

...

طنزم نمی آید.

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت توسط موچول خان |

 

من از بچگی هم  اصلا از اون درس تصمیم کبری خوشم نمیومد.محض یه کتاب ناقابل بایدکلی فکر میکردو تصمیم میگرفت و خلاصه بنظرم یه موضوع بیخود رو الکی شلوغ کرده بودند و هیچ جذابیتی نداشت .حتی عکس هاشم دوست نداشتم.اصلا نمیدونم چرا تصمیم کبری بود میشد موضوع رو راحت تر بگیرن و اسمش رو بذارن تصمیم صغری !

اما اسم اون درس تصمیم کبری بود و من از تصمیم کبری بدم میومد ...

هنوز هم از هر تصمیم کبری ای بدم میاد... 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت توسط موچول خان |

میگن یه وقت هایی فحش دادن از نون شب هم واجب تره!

بنظرم یه لغت نامه "فحش وناسزای وطنی" لازمه درست بشه توضیحات و کاربردها!

خودم بعد ژانویه دست به کار میشم!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت توسط موچول خان |

هی !تو چرا قدر نمیدونی؟! میدونستی من همه کارهام رو با تو میکنم: با تو

برنامه ریزی میکنم،

خرید میکنم،

آشپزی میکنم،

حرف میزنم،

تفریح میکنم،

حتی اگه بخوام پشت سر کسی هم بد بگم باز صبر میکنم تا تو بری

 و اون شخص خودت باشی!

آخه دیگه چی میخوای؟!

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط موچول خان |

این روزها از زندگی ام تنها یاد یک چیز می افتم:

"بایسیکل ران"

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت توسط موچول خان |

موچول را گفتند دعایی بنما ای حکیم !

گفت :خداوند انسان را در زندگانی گرفتار دو چیز مکناد:

 ۱- معادلات دیفرانسیل کلیه مراتب اعم از خطی و غیر خطی

۲- امتحان از معادلات دیفرانسیل از مرتبه یک به بالا

 

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت توسط موچول خان |