قبل از پیچ کوچه یک مغازه موکت فروشی است. فروشنده قدی بسیار کوتاه و ریش دارد. من هر روزفارغ ازهرگونه حسی او را می بینم تقریبا هر روز و هر روز! شاید در هر عبور ترجیح میدهم او در مغازه باشد!و نه به دلیل حسی خاص بلکه کاملا برعکس!
او تداعی کنندهء بی حسی و تکرار آشنایی است.
نمادی از تکرار هر روزه ء من!
زندگی فارغ از هرگونه احساس تنها با حس تکراری آشنا هم پیش میرود اما به کجا و تا کجا را نمیدانم!!